رضا یزدانی که «تیک آف» را در مقام بازیگر روی اکران دارد، از این فیلم، نقش شیرو، مسیر آینده اش در سینما و چند نکته دیگر گفته است.

بخش سینما و تلویزیون تبیان

رضا یزدانی تیک آف

پیش از این رضا یزدانی را در قامت بازیگر دیده بودیم؛ منتهی میان نقش و شخصیت خوانندگی او مرز پررنگ وجود نداشت و مثل خیلی از هم صنفان، بخشی از زندگی حرفه ای خود یعنی خوانندگی را بازی می کرد. حضورش جلوی دوربین « طهران تهران» و «سوفی و دیوانه» در حد اجرای یک کلیپ است و در «بوی گندم» برغم طولانی بودن نقش، از قالب شخصیت خوانندگی خود دور نمی شود. این تجربیات، علاقمندان به سینما را مجاب نمی کند که رضا یزدانی را به عنوان بازیگر بپذیرند. «تیک آف» اما فرصت کاملی در اختیار این خواننده گذاشته تا توانایی بازیگری اش را محک بزند. کاراکتر شیرزاد (شیرو) غافلگیری فیلم احسان عبدی پور است و احتمالا مسیر حرفه ای یزدانی را تغییر دهد. با او درباره این فیلم و علاقمندی های سینمایی اش حرف زده ایم و پاسخ های بامزه ای شنیده ایم.

*پیش از این تجربه حضور مقابل دوربین داشته اید اما در «تیک آف» با شمایلی متفاوت از بازیگری شما روبرو هستیم. قهرمان درد کشیده و زخم خورده ای که همیشه بغضی دارد و در آستانه انفجار است. تداوم حسی کاراکتر شیرزاد (شیرو) بویژه آن که دیالوگ کم دارد تجربه سختی بود؟ 

من یک جور دیگر جواب شما را می دهم ؛ «تیک آف» اولین فیلمی است که به واقع بازی داشتم. هر آن چه تا حالا بوده در شمایل یک خواننده است و بیشتر خوانندگی ام اصل بوده ؛ یعنی یک خواننده بود که بازی هم می کرد. در «تیک آف» وجه بازیگری ام غلبه داشت و حتی اجرای یک آهنگ در تداوم شخصیت است و نه غلبه بُعد خوانندگی. ابتدا که فیلمنامه را خواندم احساس کردم اتفاق متفاوتی برایم در حال رقم خوردن است و البته خیلی نگران بودم. نگران از این لحاظ که نکند از پس درآوردن نقش برنیایم. برای کسی که در حیطه دیگری از هنر خودش صاحب مهر و امضا است و اگر در حوزه دیگر خراب کند، نه تنها اتفاق بدی است که بیش از دیگران توی چشم و زیر ذره بین است. روی همین حساب خیلی مواظب بودم و با احسان (عبدی پور) صحبت کردم و نگرانی ام را گفتم. احسان به من قوت قلب داد و گفت می دانم نقش سختی است ولی تو می توانی. 

*از مرحله فیلمنامه متوجه سختی کار بوده اید.

بله؛ درست است که بازیگر نیستم ولی فیلم بین قهاری هستم، سینما را می شناسم و سالیان زیادی است با بچه های این حوزه دم خور هستم، در چند فیلم حضور داشته ام، چندین تیتراژ خوانده ام و … 

*هر شب فیلم می بینید؟

بله؛ هر شب. از سینمای ایران و جهان هم می بینم. 

*علاقه تان به چه نوع فیلم هایی است؟

فیلم های سبک نوآر را خیلی دوست دارم. 

*پس چرا سابقه فیلم دیدن هر شبی و تجربه همکاری و دوستی با سینمایی ها ترس تان از پذیرش «تیک آف»را نریخت که بیشتر هم کرد؟

اتفاقا این مواردی که اشاره کردم به من هشدار می داد با نقشی سخت مواجه هستیم. برای همین با نوعی وسواس، ترس و دلهره به استقبالش رفتم.

*و در نهایت چطور به اطمینان خاطر رسیدید؟

علاوه بر خود احسان عبدی پور (کاگردان) ، مصطفی (زمانی) هم خیلی همراه بود و به من کمک کرد. ضمن این که شخصیت شیرو به منِ رضا یزدانی خیلی نزدیک بود؛ من هم آدمی هستم که روی اطرافیانم تاثیر گذار هستم.

*توی جمع دوستانه لیدری می کنید؟

بله؛ دوست دارم در راس کارها باشم و لیدری کنم. 

*شیرزاد «تیک آف» هوای دوستانش را داشت؛ شما هم دارید؟

قطعا، خیلی به فکر بچه های گروه و کسانی که در دفترم کار می کنند و یا به شکلی دیگر با هم همکاری داریم، هستم.

*مثل خود شیرزاد (شیرو) رفیق باز هستید؟

اره در همان حد است. شخصیت خیلی به من نزدیک بود و احسان تیزهوشی کرد که من را برای نقش درنظر گرفت. اولین نفری هم که انتخاب کرد من بودم.

*احسان عبدی پور با شما نشست و بر خاست داشته بود؟ چطور متوجه قرابت خصلت های اخلاقی شما با کاراکتر شیرو شده؟

من را زیر نظر گرفته بود و بعدا هم دوستی مان شکل گرفت و بیشتر با هم آشنا شدیم.

*پاسخ تان به سوال اول ناتمام ماند. چطور به شمایل شیرو رسیدید؟

چون نقش به خصوصیات خودم نزدیک بود ، خیلی زود با آن اخت شدم و دیگر از من جدا نشد.

* آدم های فیلم(شیرو و دوستان) یادآور برخی جوان ها هستند که در زندگی به آروزیی که می خواهند نرسیده اند، از پس جبر خانوادگی یا حتی اجتماعی بر نمی آیند و راه چاره را آنارشیست می بینند. ربطی هم به شهر بوشهر و اصلا کشور ما ندارد . تحلیل خود شما چیست؟

بله از این دست جوان ها زیاد هستند و به شکل های مختلف با آن ها سر و کار داشته ام. شرایط زندگی و خصلت آدم ها با هم فرق دارد؛ شخصیت های فیلم «تیک آفک» در موقعیتی قرار می گیرند که برای مقابله با آن، چاره را در راه انداختن یک بازی کودکانه خطرناک می بینند. شورش آن ها بیشتر علیه خودشان است نه جامعه. منتهی برای غلبه بر سبک زندگی مسیری که در فیلم دیدید، انتخاب می کنند.

*ولی درباره امثال شما این تصور هست که در برج عاج نشسته اید و از واقعیت کف خیابان اطلاع ندارید و دغدغه آدم های «تیک آف» را نمی شناسید.

واقعا این گونه که می گویید نیست؛ بالاخره ما در همین جامعه زندگی می کنیم و نفس می کشیم . درست است مترو و اتوبوس سوار نمی شویم اما به شکلی دیگر با دغدغه های مردم درگیر هستیم .نمونه اش شبکه های اجتماعی که از مشکلات با خبر می شویم. در اجراها ، کنسرت ها، جشن امضای آلبوم ها این هم نفسی شکل می گیرد.اصلا هنرمند نباید ارتباطش را با جامعه قطع کند.

*کاراکتر «شیرزاد» یادآور قهرمان فیلم های مسعود کیمیایی هم هست. خودتان به چنین برداشتی رسیدید؟

بله؛ شما درست می گویید.

*سخت ترین بخش «تیک آف» برای تان کجا بود؟

بازی های حسی کار سختی بود؛ مخصوصا سکانسی که توی کشتی در شب خداحافظی داشتیم. من باید بغض می کردم و چون تکنیکی سینما را یاد نگرفته ام که تکنیکی گریه کنم ، کار آسانی نبود.

*برای این سکانس چه کار کردید که حس تان باورپذیر باشد؟

آن غم و جدایی را حس کردم و برایش گریه کردم. خدا را شکر خدا نتیجه خوب درآمده و من این سکانس را خیلی دوست دارم.

*صادقانه جواب بدهید؛ احسان عبدی پور چند تا برداشت از بازی شما داشت؟

غالبا یک بار بود.

*«تیک آف»اثر حسی اش را روی مخاطب می گذارد منتهی دوز تخیل فیلم بالاست. می دانیم سینما دروغ بزرگ است اما چون فیلم پایه اش را بر اساس «واقعی نمایی» بنا نهاده، اغراقش بعضی ها را از پذیرش داستان دور می کند. به عنوان بازیگر فیلم این نقد را می پذیرید؟

احسان عبدی پور در مراسم رونمایی «تیک آف» حرف قشنگی زد که می تواند جواب سوال شما باشد. گفت این یک فیلمِ خیلی دلی است؛ درست است پروداکشن دارد ولی فیلم دلی است و به نظرم از این منظر موفق است. اگر شما احساس می کنید خیلی سینما شده، نظر کارگردان بوده و چه بسا آقای عبدی پور داستان فیلم را در واقعیت دیده. ما وقتی فیلمنامه را خواندیم و بازی می کردیم حس نمی کردیم رفتارها اگزجره است.

*کلیپی که در لحظات پایانی فیلم می بینیم، تبدیل به یکی از برگ برنده های «تیک آف» شده. کارگردان بوشهری است و همیشه و در همین فیلم عرقش را به موسیقی بومی این خطه که انصافا پر است از اعجاز نشان داده. منتهی احسان عبدی پور بجای استفاده از موسیقی خالص بوشهری در این کلیپ، آن را با سبک رضا یزدانی ممزوج می کند. تلفیق، پیشنهاد شما بود؟

فیلمنامه را من به مهدی ایوبی دادم و بر اساس آن ترانه گفت. موسیقی اش را در مدت زمان حضورم در بوشهر که برای تمرین رفته بودم، ساختم. موسیقی را به محسن شریفیان دادم ؛ تنظیم کرد و آواها را به آن افزود. بنظرم کار نو و قابل دفاعی شده.

*علاقمند به ادامه فعالیت در زمینه موسیقی تلفیقی هستید؟

بله؛ تجربه «تیک آف»خوشایند بود و احساس می کنم اگر کارهای مشابه انجام شود، اتفاق خوبی رخ می دهد.  

*«تیک آف» نقطه عطف کارنامه بازیگری شما است که دیگر یک خواننده صرف نیستید بلکه یک کاراکتر دور از خودتان را بازی کرده اید. از حالا به بعد نگاه تان به بازیگری چگونه است؟

قطعا بعد از این فیلم بیشتر به بازیگری فکر می کنم. و احتمالا پیشنهادهای بیشتری به من خواهد شد ولی خب با وسواس انتخاب می کنم؛ همانطور که تا الان سعی کرده ام انتخاب هایم از روی دقت و حساسیت باشد. 

*چطور خودتان را مسلح تر می کنید تا در بازیگری کم نیاورید؟

باید تمرین کرد؛ به من فیلمنامه زیاد پیشنهاد می شود اما خیلی از آن ها را رد می کنم. وقتی نقشی پیشنهاد شود اولین چیزی که نگاه می کنم این است که خودم را بتوانم در آن کاراکتر پیدا کنم. وقتی شخصیت خیلی به من نزدیک باشد و فاصله نداشته باشد از پس آن بر می آیم اما اگر دور باشد کارم سخت است و چه بسا غیر ممکن. 

*حق فیلم «تیک آف» بود که از بخش مسابقه جشنواره سی و چهارم بیرون بماند؟

واقعا تعجب می کنم که چرا هیات انتخاب فیلم ما را ندید. وقتی«تیک آف» را با برخی فیلم های آن دوره از جشنواره مقایسه می کنیم می بینیم یک شوخی تلخ است.

*دل تان نسوخت که فیلم با کلی تاخیر اکران شده؟ 

خیلی؛ نمی دانم بچه های دیگر چه حسی داشتند. از بقیه بازیگرها چند فیلم در این مدت اکران شد و شاید برای شان اکران نشدن «تیک آف» خیلی اهمیت نداشت اما برای من مهم بود.اصلا قبل از این که فیلم اکران شود خیلی از اهل فن گفته بودند تو چقدر در این فیلم خوب هستی. آدم های صاحب نظر و مهمی مثل رخشان بنی اعتماد، مصطفی کیانی و فرهاد اصلانی از بازی من تعریف کرده بودند. احساس می کردم یک فرصت در حال از دست رفتن است و طبیعی است که دلم بسوزد. خیلی از فیلم های جشنواره دو سال پیش را دیده بودم و می گفتم «تیک آف» چه چیزی کم تر از آن ها دارد.

 *از وقتی که فیلمنامه را خواندید تا شروع فیلمبرداری چقدر طول کشید؟

فکر می کنم دو ماه طول کشید.

*فرصت خوبی بوده که با نقش چالش داشته باشید و زیر و بم آن را در بیاورید.

مشکل اصلی که داشت لهجه بوشهری بود که کار را سخت تر می کرد. قبل از شروع فیلمبرداری و سفر به بوشهر، حدود دو هفته تمرین داشتیم.احسان دیالوگ ها را با لهجه بوشهری ضبط می کرد و از طریق تلگرام می فرستاد. یک سری تور کنسرت داشتم و پیش از آن که شروع شود سفری یک هفته ای به بوشهر داشتم. با احسان در کافه ها و قهوه خانه های بوشهر می نشستیم و با دقت به لهجه مردم گوش می دادم.

*به لهجه پیش از فیلمبردای مسلط شدید یا موقع ضبط هنوز گیر داشتید؟

توی تمرین لهجه درآمده بود و موقع فیلمبردای یک سری روتوش کوچک توسط احسان اعمال می شد.

*کاراکتر شیرو روی کاغذ شکل گرفته بود یا به کارگردان نکاتی را پیشنهاد می دادید؟

این شخصیت در فیلمنامه کامل بود و فقط چیزهای خیلی ریزی را سرضبط پیشنهاد می دادم.

*بازی در سکوت، به گیرایی نقش کمک کرده . این مورد از قبل مشخص بود؟

مشخص بود منتهی داستان این جا است که شیرازد منزوی شده بود؛ پنج سال از شهر و دیار و زندگی و رفقا کنده بود و درکشتی کار می کرد. این افسردگی و گوشه نشینی او را رها نمی کند؛ یعنی حتی برغم کاریزماتیک بودن و این که دلش برای رفقا می تپید ، از لاکش به طور کامل بیرون نمی آید.با این حال اطرافیان همیشه تحت تاثیرش بودند ولی گوشه نشینی و افسردگی که بواسطه اتفاق تلخ زندگی برایش ایجاد شده بود را داشت. باید این حس در بازی من نمود پیدا می کرد که لازمه اش سکوت های طولانی و مشخصه شیرو است.


منبع: همشهری جوان /احمد رنجبر

منبع
اشتراک گذاری
تمامی حقوق مطالب و قالب برای مجله سرگرمی بست بک محفوظ است.